پروک

 درباره وبلاگ

پریسا

پری سا بودن و پری سا موندن سخت ترین کار دنیاست و من عاجز از در بند این پری بودن...

 
۱۳۸٩/۱٢/٢٩

بوی یاس

بوی عیدی،بوی توت، بوی کاغذ رنگی...

بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو، بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ...

بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ..

بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ...

مامانی ببین امسال نیستی و چجوری دلم بهونتو میگیره...

پيام هاي ديگران ()

 
۱۳۸٩/۱٢/۱

مرد!!!

خیلی دوست دارم بدونم پسرایی که انقدر شل دست میدن خودشون میدونن چقدر حال به هم زن هستن؟

 یا دوست دختراشون تا حالا به ذهنشون نرسیده این موضوع رو بهشون بگن؟!!

 

پيام هاي ديگران ()

 
۱۳۸٩/٧/۱٠

صد رحمت....

بعضی ها مثل جوش روی نوک دماغ هستن.... هرچی سعی میکنی بهشون توجه نکنی بازم تو میدون دید هستن و سایشون رو هر چیزی میفته....

پ ن: صد رحمت به جوش که اقلا میشه چلوندشو از شرش راحت شد.

پيام هاي ديگران ()

 
۱۳۸٩/٦/۱٦

رایحه

من به این نتیجه رسیدم که اغلب انسانها از رایحه باد معده خویش لذت میبرند....

پيام هاي ديگران ()

 
۱۳۸٩/٥/٢٩

دو،سه...بیست طبقه!!

برای رفتن به قطعه 133 باید از زیر گذر رد بشی البته یه راه میانبر هم هست که مامان هر بار میبینه میگه کاش زودتر درستش کنن پس این همه پول میگیرن برای چی؟ اینجا قطعه های جدید بهشت زهراست جایی که قبر ها شدن سه طبقه.نگاه که میکنی دلت هری میریزه پایین... ولی تو قطعه 133 هنوز میشه قبر 2 طبقه پیدا کرد. مامانیم اونجاست زیر یک خروار خاک،جایی که نگاه میکنم و باورم نمیشه مادر بزرگی که روی چشم هممون جا داشت اون زیر خوابیده. کنار مامانیم یه بچه 5 ساله است کنارش یه دختر 27 ساله که دو روز قبل از مردنش از ایتالیا برگشته بوده اونورتر یه پسر 25 ساله ...

جای عجیبیه بهشت زهرا،خانواده های قبر های کنار هم انگار که صد ساله همدیگه رو میشناسن،برای هم درد و دل میکنن،با هم گریه میکنن...حتی با دیدن همدیگه آروم میشن.

عجیب تر از همه قبرهای 93 ملیونی،قطعه های سر نبش،ردیف سر قطعه چونه زنی،دعوا و جار جنجال و دلالی سر قبرهاست... و خنده دار کسایی که فکر میکنن برای اون مرده این خاک با اون خاک فرق میکنه...

و مامانی میدونم که میدونی جای همیشگیت دور از این جنجالهای تموم نشدنی زمینی تو قلب ماست.

پيام هاي ديگران ()

 
۱۳۸٩/٥/۳

کج و کوله

شدم مثل یه بستنی یخی که تو گرما آب شده،بعد یهو قبل از اینکه خیلی دیر بشه چپوندنش تو فریزر .... حالا تمام زورش رو زده که مثل قبل بشه اما کج و کوله یخ زده...

الان من کج و کولم... شاید این خیلی هم بد نباشه اقلا هنوزم میشه گازم زد!!!!

پيام هاي ديگران ()

 
۱۳۸٩/۳/٢۳

اشک شیرین

گریه نکردم... تموم این یه سال بغض کردم و گریه نکردم.

دیروز این بغض ترکید.... وقتی میدون ونک و خیابون ولی عصر رو دیدم همه چیز مرتب و سر جاش بود... ولی من مردی رو میدیدم که با بهت وسط خیلبون وایساده بود و وقتی همه فرار میکردن جم نمیخورد.ماشینی رو میدیدم که شیشه هاش خورد شده بود و رانندش هنوز هم از ته دل فریاد میزد... جای گلوله های رنگی رو میدیدم که رو تن شیشه های اکسیر و ایستگاه اتوبوس جلوش نشسته بود... دختری رو میدیدم که روی زمین افتاده بود و به هر سمتی که میتونست لگد میزد...

دیروز همه جا مرتب بود،دیوارها تمیز بودن ،شیشه ها عوض شده بودن، فریادی نبود مشت و لگدی نبود... ولی آدم ها همون آدم ها بودن، نگاه ها همون نگاه ها ،همون نگاه های آشنا،خیره به جایی که نگاه من خیره بود و  همون حس آشنا.... چقدر آروم شدم و این بار بغض لعنتی ترکید.

پيام هاي ديگران ()

 
۱۳۸٩/۳/۱۱

باید

شاید باید زندگی کرد اما زندگی را قطعا باید کرد ......

 

 

پيام هاي ديگران ()

 

مطالب اخیر  
بوی یاس
مرد!!!
صد رحمت....
رایحه
دو،سه...بیست طبقه!!
کج و کوله
اشک شیرین
باید
۱۳۸٩/۳/٤
همه یا هیچ کس!مسئله این است.

آرشیو مطالب  
صفحه نخست
اسفند ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸

صفحات وبلاگ  



لینک دوستان  
استریپ تیز های شبانه ی من
اول شخص مفرد
توکای مقدس
جزیره بی خیالی
زن قد بلند
زن نوشت
زنانگی
سه روز پیش
مهمانی خصوصی من
وقایع ابن محمود

امکانات جانبی  
RSS 2.0